Thread Rating:
  • 1 Vote(s) - 5 Average
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات و سوتی ها
#13
اونیکه یهو موزیک قطع شد و اینا.تو خاطرات نبود؟
.......
پانوشت:راست میگی تاپیک اشتباهی اومدم.این نوید منو به اشتباه انداخت گفت دیگه گوزیدی....فکر کردم عطف به اون موضوع میگه.
Reply
#14
نه تو تایپیک مباحث مربوط به باشگاه بود Confusedhocked:
Reply
#15
( ساب وی به این صورت هست که هی از شما میپرسه چی بریزم تو ساندویچ و وایمیسه تا جواب بدین ! و خیلی اینتراکتیوه
به این صورت که اول میگه باگت ایتالیایی میخواین یا جو یا گندم یا کنجد و عسل و ... بعد میگه چی توش بزارم مثلا من استیک & چیز رو انتخاب میکنم معمولا بعد کاهو و گوجه و پاپریکا و خیارشور و کلم و بروکلی و پیاز و زیتون و .... بعد از ‌ ۱۰ تا سس میگه چیا بریزم روش خوب مسلما انتخاب اشتباه ساندوویچ رو بد میکنه و خودتون انتخاب کردین دیگه .... )

بگذریم
با یکی از دوستام رفته بودیم ساب وی و سفارش دو تا ساندویچ دادیم و برای هر ۲ داشتیم تصمیم میگرفتیم به این صورت که
من به انگلیسی میگفتم اون فروشنده انگلیسی بلد نبود اشتباه میزاشت این دوستم دست و پا شکسته به المانی میگفت بعد من با اشاره میگفت این و بزار اونو نزار مخصوصا سمت سس ها که هر چی‌بهش میگفتم خردل بریز اون کاری رو برمیداشت میگفتم این نه مایونز سیر بر میداشت و ... خلاصه وضعی بود و قده یه هوازی کالری سوزوندیم !
تمام که شد دیدم فروشنده با لب خند ملیح میگه تو وین هر جا دیدی طرف نه انگلیسی شما رو میفهمه نه آلمانی شما رو مطمین باش که اون هم ایرانیه و کافیه خیلی راحت سفارشتون رو به فارسی بگین !!!!!!!!!!!!!!!
من و بگو با سر میخواستم برم تو دیوار ولی خیلی بچه باحالی بود و بعد باهاش دوست شدیم /
Reply
#16
kurdox, post: 9035, member: 1 Wrote:قدیما که بالای شهر کار میکردم یه روز توی سوپری دوستم بودم همش جنس خارجی داشت منم داشتم آب میوه گووا و تیرامیسو میخوردم که یه دختر 20 ساله اومد تو و با صدای بلند گفت آقا :
پنیر ***** داری !
و همین شد که منم زدم زیر خنده و کل آب میوه پاشید رو وجود مغازه و مغازه داره و دختره و درحالی که داشتم خفه میشدم از مغازه در رفتم .:exciting:

[Image: 1372607752207478712063_orig.jpg]
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.هههههههههههه
فکرکنم بعدش اسمش تغییردادن.حالا دقیقا یادم نیست.بعدش شدkibi


خدارو شکر ایران اسمشون رو به کیبی تغییر داد .
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد،


زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
دکترشریعتی
Reply
#17
kurdox, post: 9035, member: 1 Wrote:قدیما که بالای شهر کار میکردم یه روز توی سوپری دوستم بودم همش جنس خارجی داشت منم داشتم آب میوه گووا و تیرامیسو میخوردم که یه دختر 20 ساله اومد تو و با صدای بلند گفت آقا :
پنیر ***** داری !
و همین شد که منم زدم زیر خنده و کل آب میوه پاشید رو وجود مغازه و مغازه داره و دختره و درحالی که داشتم خفه میشدم از مغازه در رفتم .:exciting:

[Image: 1372607752207478712063_orig.jpg]


خدارو شکر ایران اسمشون رو به کیبی تغییر داد .
بعدش شد کیبی
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد،


زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
دکترشریعتی
Reply
#18
mohsen, post: 11563, member: 14 Wrote:سلام دوستان این خاطره نیست چون همین الان اتفاق افتاد
سر نت بودم که خانوم گفت پاشو نیروی انتظامی اومده ماه*واره رو جمع کنه من یهو پاشدم دیدم بله پاسگاه دم دره و به شدت داره در مارو میکوبه:horror:
عاقا چیکار کنم چیکار نکنم سریع کارت دی وی بی رو از کیس در اوردم گذاشتم تو مای بی بی(سرعت عمل رو داشتین؟!؟!؟:hahaSmile
چون دیش تو حیاط بود نرفتم درو باز کنم گفتم این موقع شب مجوز ورود ندارن. اینا که رفتم منم دیشو گم و گور میکنم
بعد دیدم اومدن پنجره بیرونمون رو میکوبن
عاقا مگه دست بردار بودن:anger:
گوشی رو برداشتم به داداشم زنگ بزنم دیدم اون 3 بار زنگ زده
خانومم گفت بیا میخواست بهت خبر بده که دارن جمع میکنن تو گوشی رو گذاشتی سایلنت
بعد اینکه مامورا اساسی درمون رو شکستن رفتن پی ماموریت بعدیشون
من مگه بیرون میرفتم گفتم حتما سربازی گذاشتن به محض باز شدن در بپره وسایل گناه رو جمع کنه:bad_smile:
به داداشم زنگ زدم بیاد یه دوری بزنه امار بگیره بهم گفت منو دیدن گفتن داداشت در ماشینو باز گذاشته پخش ماشینم روشنه لپتاپم تو ماشینه
من گفتم دروغ میگن میخوان یه دستی بزنن بیا خودت نگاه کن
اومد نگاه کرد دید بابا در ماشین بازه همه چی هم طبق گفته ماموراست
من که واقعیت رو فهمیدم شیر شدم و از خونه زدم بیرون گفتم بابا دمشون گرم چه مامورای وظیفه شناس نازنینی!!!!!!!
خلاصه عاقا نصف شبی اساسی ر ی دن تو حال ما:haha:
بیاخوبی کن
لپ تاپ توماشین روشن بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درماشین باز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد،


زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
دکترشریعتی
Reply




Users browsing this thread: 1 Guest(s)