Thread Rating:
  • 1 Vote(s) - 5 Average
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انچه از شكسپير نميدانستيد
#1
بیش از چهار قرن از زمان حیات شکسپیر می‌گذرد، اما شاهکارهای او همچنان بارها و بارها در دنیای هنرهای تصویری و نمایشی مورد اقتباس قرار می‌گیرند. بحث‌های جنجالی بسیاری حول محور زندگی این نویسنده‌ی بزرگ رنسانسی وجود دارد.
10 نکته کمتر گفته‌شده از زندگی خالق نمایشنامه‌هایی چون «هملت»، «شب دوازدهم»، «مکبث» و «اتللو».
ما دو «شکسپیر» داشتیم
«ادموند»، برادر ویلیام شکسپیر هم که شش سال از وی کوچکتر بود و ‌هم به عنوان بازیگر در لندن کار می‌کرد، نتوانست مثل برادرش در این حرفه موفقیت کسب کند. ادموند در سن 27 سالگی درگذشت و مراسم ختم پرهزینه‌ای برای وی در کلیسای «سن ساویور» برگزار شد.
[Image: 292869_315.jpg]
شکسپیر، شاعری ثروتمند
او که در حوزه‌های بازیگری، نمایشنامه‌نویسی و سرمایه‌داری کمپانی‌های تئاتر فعال بود، ‌در سن 33 سالگی مالک «نیو پِلِیس»، دومین عمارت بزرگ استراتفورد شد. طبق وصیت‌نامه‌ خالق «مکبث»، 300 پوند که تنها بخشی از سرمایه‌ی او بود به «جودیث» دختر دومش رسید. اگر این مبلغ را به پول امروزی تبدیل کنیم، حدود 50 هزار پوند می‌شود. این در حالی است که «توماس دکر» همکار نمایشنامه‌نویس شکسپیر تمام عمرش را به خاطر بدهکاری در مسیر بین این زندان و آن زندان سرگردان بود.
شکسپیر دست‌تنها نبود
در دورانی که این شخصیت بزرگ ادبی زندگی می‌کرد،‌ همکاری در نگارش نمایشنامه‌ها امری عادی تلقی می‌شد، تا جایی که گاه سه یا چهار نویسنده در نگارش متن یک اثر همکاری داشتند. گرچه شکسپیر به انفرادی کار کردن علاقه داشت،‌ بخش‌هایی از آثار روی متعلق به نویسنده‌ای دیگر است.
او «تیمون آتِنی» را با «توماس میدلتون» نوشت و «هنری هشتم» حاصل همکاری شکسپیر و «جان فلچر» است. علاوه بر این، گفته می‌شود بخش‌هایی از نمایشنامه ماندگار «مکبث» که به دیالوگ‌های جادوگرها مربوط می‌شود را هم میدلتون به نگارش درآورده است.
شکسپیر، بنیانگذار انگلیسیِ امروز
با این که دانشجویان ادبیات انگلیسی، زبان شکسپیر را ثقیل و شاعرانه‌ می‌دانند،‌ بخش وسیعی از زبان انگلیسی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد را نویسنده‌ی «رام کردن زن سرکش» خلق کرده است. او اولین نویسنده‌ای بود که بعضی واژه‌ها را در زبان انگلیسی ابداع کرد. انگلیسی‌زبان‌ها کلماتی همچون radiance، bloodstained ،eyeball ،assassination و lackluster را به شکسپیر مدیون هستند. عباراتی چون «به درد سر افتادن‌»، «رسیدن روزهای خوب‌»، «سرما خوردن‌»، «شکستن یخ» و... را نیز این شاعر و نمایشنامه‌نویس شهیر وارد زبان انگلیسی کرده است.
غزلیات شکسپیر ریشه در زندگی وی ندارند
اطلاعات ما در این زمینه قطعیت 100 درصدی ندارد، اما می‌دانیم که سرودن مجموعه غزل در آن دوران بسیار مُد بوده است. «اسپنسر»، «سیدنی» و بسیاری از دیگر شعرای هم‌عصر شکسپیر در سرودن این‌گونه شعر دستی داشتند. غزل در دوره رنسانس نوعی نمایش مهارت‌های تکنیکی محسوب می‌شد و شعرا لزوما عاشق‌پیشه نبودند. ممکن است جوان زیبا و بانوی تاریک غزل‌های شکسپیر ریشه در واقعیت داشته باشند، اما به نظر می‌رسد بیشتر بُعد دراماتیک شخصیت او خالق این شخصیت‌ها و ماجراها بوده است.
دختر شکسپیر بی‌سواد بود!
شکسپیر و «آن هاتوی» سه فرزند داشتند که تنها دو دخترشان به نام‌های «سوزانا» و «جودیث» زنده ماندند. سوزانا می‌توانست نامش را امضا کند، اما خواهر کوچک‌ترش کاملا بی‌سواد بود. سوادآموزی در آن دوران مهارتی مفید در زمینه‌ تجارت و کسب‌وکار به حساب می‌آمد که عمدتا در انحصار مردان بود. شکسپیر مرد زمانه‌ی خود بود و در آن روزگار، تحصیلات ارزشی برای زنان به شمار نمی‌رفت.
شکسپیر به آیندگان اهمیت نمی‌داد
حداقل در مورد نگه‌داری نمایشنامه‌هایش می‌توان چنین گفت که او اهمیتی به حفظ و چاپ آن‌ها نمی‌داد. هفت سال از مرگ شکسپیر گذشته بود که انجمن‌های هنرهای نمایشی اولین نسخه‌ چاپی نمایشنامه‌های او را منتشر کردند. شکسپیر در زمان حیاتش علاقه‌ای به جمع‌آوری و چاپ کارهایش نداشت و دلیل آن شاید این بود که وی نمایشنامه‌هایش را دارای ارزش ادبی نمی‌دانست. زمانی که «بن جانسون» نمایشنامه‌هایش را به چاپ رساند‌، مردم خندیدند و گفتند: چطور می‌توانی نمایشنامه‌هایی سطح پایین را آثارت بدانی؟
شکسپیر وارثی نداشت
«همنت» تنها پسر شکسپیر بود که در 11 سالگی درگذشت. «سوزانا» فرزندی نداشت و تمام بچه‌های «جودیث» در کودکی از دنیا رفتند. هیچ‌یک از سه برادر او ازدواج نکردند. نسل نویسنده‌ی صاحب‌نام انگلیسی با گذشت 25 سال از مرگ وی از بین رفت.
دویست سال انتقام از شکسپیر!
زمانی که پس از انقلاب سال 1660 سالن‌های تئاتر بازگشایی شدند، انگلیس‌ها هر بلایی خواستند بر سر آثار شکسپیر آوردند؛ نمایشنامه‌ها را به چند بخش تقسیم کردند‌، آن‌ها را به آثار موزیکال و پانتومیم تبدیل کردند و حتی عناصر تراژیک آن‌ها را حذف و اثر را با پایان‌بندی شاد خاتمه دادند. در سال 1681 ناوم تیت - نویسنده - «شاه لیر» را با ازدواج «کوردلیا» و «ادگار» به پایان رساند. قرن نوزدهم بود که خیال هواداران شکسپیر دوباره به آسودگی رسید.
شکسپیر و دشمنان رده‌بالا
تنفر از شکسپیر و انتقاد از آثارش داستانی کهنه است، اما جالب است بدانید «ولتر» و «جورج برنارد شاو» دو تن از دشمنان درجه‌ یک کارهای این چهره‌ی ادبی درخشان بودند. ولتر «هملت» را «کاری از یک وحشی مست» می‌دانست. پادشاه «جورج سوم» درباره او گفت: اصلا اثر به دردبخوری در میان کارهای شکسپیر وجود دارد؟ تنها یکی به این سوال «نه» می‌گوید. جورج برنارد شاو، نمایشنامه‌نویس بزرگ ایرلندی هم در نقد «سیمبلین» شکسپیر در یک روزنامه نوشت: خیلی خیالم راحت می‌شد اگر او را نبش قبر می‌کردم و سنگسارش می‌کردم.
با این احوال تصور کنید شکسپیر عضو توییتر بود‌!
ايسنا
Reply
#2
شکسپیر خودش هم عاشق بوده است؟

همسران حکما و نویسندگان بزرگ، در عرصه ادبیات عامه جایگاه مهمی دارند. در مثال های عامیانه فارسی، زن سعدی را داریم که به نافرمانی، بدخلقی و بند نشدن در خانه معروف است. در غرب هم سقراط را داریم که به جوان ها توصیه می کرد: «زن بگیرید؛ اگر زن تان خوب بود خوشبخت می شوید، اگر هم نه، مثل من فیلسوف می شوید.»

اما بین همه نویسندگان معروف، داستان آن هاتاوی، همسر شکسپیر بامزه تر و خواندنی تر است. زنی که هنوز سر اینکه شکسپیر عاشقش بود یا از او نفرت داشت، بین محققان اختلاف نظرهایی در حد لالیگا وجود دارد.

[Image: 417972_901.jpg]
طبیعتا آدم فکر می کند کسی که عاشقانه شاهکاری مثل «رومئو و ژولیت» را از یک ماجرای تاریخی معمولی یعنی اختلاف دوتا فامیل با هم درآورده (البته راستش این است که شکسپیر خودش این کار را نکرده بلکه او قصه را از داستان نوشته یک ایتالیایی به نام لوییجی دی پارتو که آن را در سال 1530 نوشته بود، کش رفته است. دی پارتو داستان اتفاق بین دو خانواده فونتچی و کاپلتی در شهر ورونا را تعریف می کند.) آدم خیال می کند و بلکه توقع دارد نویسنده چنین عاشقانه پر سوز و گدازی، خودش هم در زندگی حداقل یک فقره عاشقیت داشته باشد و درد عشقی کشیده باشد که مپرس؛ با اینحال همه محققان در مورد میزان درد کشیده شده توسط جناب شکسپیر هم عقیده نیستند.

امروزه خانه آن هاتاوی، همسر شکسپیر در دهکده استراتفورد - آوِن تبدیل به موزه شده و ملت ضمن برنامه ماه عسل شان سری هم به آنجا می زنند. «آن» هم ولایتی ویلیام و 8 سال بزرگتر از او بود. آن وقت ها دختر در سن 26 سالگی، ترشیده به حساب می آمد و موضوع خوبی برای شایعه سازی محسوب می شد؛ برای همین است که ازدواج ویلیام شکسپیر 18 ساله با این خانم هنوز هم مورد بحث است.

بعضی گفته اند شکسپیر یک دل نه صد دل عاشق «آن» شده بود. بعضی های دیگر اما می گویند شکسپیر اصلا «آن واتلی» را می خواست و او را عقد هم کرد اما روز بعد، فامیل های آن هاتاوی (که شکسپیر قبلا با او آشنایی از نوع غیرافلاطونی به هم زده بود) به محضر رفتند و با سروصدا و شامورتی بازی و خرج 40 پوند پول، فامیل عروس خانم ثبت شده را عوض کردند.

در این باره دوتا سند محضری هم به جا مانده که با هم تناقض هایی دارند. طبیعتا بعضی ها می گویند این تناقض هایی دارند طبیعتا بعضی ها می گویند این تناقض ها حاصل غلط املایی و پایین بودن سطح سواد در قرن هفدهم بوده و ویلیام به طمع 6 پوند و 13 شیلینگ و 4 پنس ارثیه «آن» شیفته و خاطرخواه او بوده و برایش یک غزل هم گفته است. (اینکه شکسپیر آن 153 غزل دیگر را برای کی گفته است، به بحث ما ربطی ندارد.) آن یک غزلی که می گویند برای آن هاتاوی سروده شده، سونات 145 است که بیت آخرش اینطوری است:

I hate from hate away she threw

And saved my life,

(saying (not you

که طرفدارانِ «آن» می گویند And save my life دقیقا همان صدای Anne save my life را می دهد. به جز سند ازدواج و این بیت از سونات 145، اسم «آن» در وصیتنامه 3 صفحه ای شکسپیر هم آمده است که در آن شکسپیر ضمن بذل و بخشش تک تک وسایل خانه به بازماندگان، «تختخواب دست دوم خود» را هم برای آن گذاشته است. طبیعتا همین مسئله ه محل مناقیشه است و اینکه فقط یک تخت چوبی برای همسر آدم ارث بماند، خیلی چیز مناسبی نیست.

[Image: 417973_481.jpg]
بنابراین، آن بعضی های دوم گفته اند ویلیام بعد از ازدواج فهمید که چه شکری خورده و تا چشم باز کرد، دید ظرف دو سال و نیم بابای 3 تا دختر است و همسرش هم دارد او را کنار بچه ها بزرگ می کند. این شد که یکدفعه 28 سال خانه و زندگی را ول کرد و به لندن رفت و زد توی کار تماشاخانه و انصافا چه کرد.

گروه طرفداران «آن» البته برای غیبت 28 ساله شکسپیر، توجیهی ندارند اما می گویند همین که او بعد از 28 سال برگشت سر خانه و زندگی اش نشان می دهد که کجا می رفته بهتر از اینجا.

طبیعتا منتقدها هم می گویند چون آن موقع ها فقط شاه انگلستان می توانست زن طلاق بدهد و این قبیل امکانات برای بقیه مردم مهیا نبود، بنابراین شکسپیر هم به این امید برگشته بود که همسرش به رحمت خدا رفته باشد، در حالی که این «آن» از آن «آن»ها نبود و تا هفتمین سالگرد مرگ شوهرش را نگرفت و به دست خودش مجسمه ویلیام را سر قبرش نگذاشت، آرام نگرفت.

شکسپیر در بسیاری از آثار مشهور و شاهکارهای ادبی خود همیشه از بانویی سیاه پوش یاد می کند و غزل های 127 تا 154 همه برای بانوی تاریکی هستند. طبیعتا طرفداران «آن» می گویند شکسپیر با استعاره از همسرش یاد می کرده اما از آنجا که حتی اگر در دروازه را هم ببندی، در دهان مردم را نمی شود بست، باز هم کسانی هستند که چیزهای دیگری برای خودشان می گویند. مثلا آبری بورل مورخ، در کتاب «معشوقه شکسپیر» ادعا کرده که این زن آلین فلوریو، همسر یک مترجم ایتالیایی بوده که آقای مترجم را ترک می کند و برای خودش در لندن شهرتی به هم می زند.

او در این کتاب 8 گزینه برای پیدا کردن زن سیاهپوش ردیف کرده که فقط یکی شان «آن هاتاوی» است که تازه آن هم به دلیل قهوه ای بودن موهایش شانس چندانی ندارد.

مقامات استراتفورد البته به همه این شایعات وقعی نمی نهند و هنوز که هنوز است سالانه فستیوال به یاد شکسپیر و آن هاتاوی برگزار می کنند که یکی از محورهای آن گفتن شعر عاشقانه ای از طرف شکسپیر برای «آن» است اما به جز آنها که سرشان را زیر برف کرده اند، در آثار ادبی دنیا نظر خوبی نسبت به «آن» وجود ندارد.

در شعرهای ویلیام بلیک، در «اولیس» جیمز جویس، در «قصه زمستانی» کانی ویلیس و در «مرد شنی» نیل گیمن اشاره هایی به هاتاوی هست که در تمام آنها هاتاوی دارد مدام به جان شکسپیر غر غر می زند. 7 سال پیش هم انتشارات بلومزبری (همان که چوب جادوی هری پاتر را به دنیا معرفی کرد) کتابی درباره آن هاتاوی منتشر کرد با عنوان «زن شکسپیر» که خلاصه همه 320 صفحه تحقیق نویسنده اش جرمن گریر، این بود: «در مورد زن شکسپیر کسی چیزی نمی داند. این زن فردی حسود و نق نقو بوده که مدام شوهرش را اذیت کرده است. این موضوع باعث پشیمانی شکسپیر از ازدواج شده بود. غزل های او همواره پر از ندامت و پشیمانی و تحمل بوده است.»

طبق نوشته های این کتاب، آن حتی یک کلمه از نوشته های شکسپیر را نخوانده بود و به همین دلیل از دو حال خارج نیست، یا اینکه او نابینا بوده یا بی سواد بوده است. شاید هم هر دو با هم. با اینحال فیلمنامه نویس های «شکسپیر عاشق» که برنده اسکار فیلمنامه هم شدند، برخلاف همه این حرف ها در روایت شان گفته اند که شکسپیر داستان هایش را با الهام از ماجراهای زندگی خود نوشته است. فقط معلوم نشد چرا در آن فیلم، نقش «آن» را به آن هاتاوی بازیگر ندادند؟!
تماشاگران امروز
Reply




Users browsing this thread: 1 Guest(s)